خوشبختی یعنی همین و به همین سادگی هست
خدایا به آسمانت بگو
تا میتواند برفهایش را به زمین هدیه کند
انقدر که بشود ادم ساخت !!
فقط آدم حتی برفی و سرد .....
آدمهایی که تو ساختی عهد شکنند!

یکی یکدونه نومینا عزیز دردونه نومینااا
اا.
وجودت برام پر از عشقه پر از خوشبختیه 
کاش میشد از دوست داشتن هم عکس میگرفت


پسر نازگلم چند روز بود که سرماخورده بود و بی حال افتاده بود 

خداروشکر زودی بهبود پیدا کرد و پشت سر رادوین سرماخوردگی خودم شروع شد .




این چند عکس برای سه ماهه گذشته بود .

رادوین و دنا خانوم (دنا 45 روزه )

یکتا خانوم ناز دار خانوم



بلخره بعد از 1ماه و نیم مغازه تقریبا افتتاح شد ولی دکور سازمون خیلی اذیت و بدقولی داشتن .
چند روزه که در زمانبندی کارهام باز وقت کم میارم به قدری درگیر زبان خوندن و کارهای روزمره خونه و کارهای شخصی رادوین و پرسش پاسخ دادن به رادوین ...... هستم که نمیدونم چطور خورشید غروب کرد 
.. در هیاهوی اشیا بودم که مرا صدا زدی. در صدایت مهر بود. و نوازش بود. هرچه به دور از هم افتاده باشیم، گاه دریچه هامان را می گشاییم، ویکدیگر راصدا می زنیم. وصدا زدن چه خوش است...
صدایی نیست که نپیچد. و پیامی نیست که نرسد. هستی مهربان تر از آن است که پنداشته ایم. من گوش به زنگ وزش ها نشسته ام. و نگاه می کنم. زندگی را جور دیگر نمی خواهم، چنان سرشار است که دیوانه ام می کند. دست به پیرایش جهان نزنیم.
گاه از خود می پرسم: پس چه هنگام کاسه ها، از این آب های روشن پر می شوند. راستی چه هنگام؟ کار من تماشاست و تماشا گواراست. من به میهمانی جهان آمده ام. و جهان به میهمانی من. اگر من نبودم، هستی چیزی کم داشت. اگر این شاخه بیدِ خانهِ ما ، هم اکنون نمی جنبید، جهان در چشم بِراهی می سوخت. همه چیز چنان است که می باید. آموخته ام که خرده نگیرم. شگفتی را دوست دارم. و پژمردگی را هم.



خوشبختی یعنی همین و به همین سادگی هست 




